بحث کردیم شدید
دلم ازش پره خیلی زیادد !!!
باورم نمیشه
نوشته های من و همسرم
بحث کردیم شدید
دلم ازش پره خیلی زیادد !!!
باورم نمیشه
سام خوابه منم بیدارم ![]()
آنی : سام ؟ سام ؟ سام ؟
سام : با چشای خواب آلود جان سام چیه عزیزم ؟
آنی : من جیش دارم ![]()
سام : خب برو دبلیو سی ![]()
آنی : می ترسم با تو می خوام برم ![]()
سام : ببین گلم بکن تو شلوارت ایرادی نداره بزار من بخوابم
آنی : خیلی بدی بدجنس
سام : یا خدااا من چیکار کنم ؟ ![]()
فک کنم سام اون لحظه به این فک کرد که من چقدر بدبختم که با این ازدواج کردم ![]()
خب سامیم می خواد بنویسه
خدافیس
سلام بر دوستان محترم به خصوص آبجی ونوسم
می بینین ؟
من از دست این آنی چی می کشم
زن نگرفتم که دارم بچه بزرگ می کنم
خیلی فک کردم دیدیم یه بچه تو خونه دارم دیگه یکی دیگشم بیاد میشه لنگه ی این
می خوام چیکار آخه :))
شوخی کردم خدا ممنونم بخاطر داشتن آنی عزیزم ..
من همون سام دپرس نیستم که تنها بود الان کنار همسرم دارم لذت دنیا رو می برم شکررر
همین دیگه داریم زنگی می کنیم
دوستون دارم
مخصوصا ونوس عزیز رو که همیشه به یادمونه ![]()
مبی نوشت : مبی عزیز ما از تو آدرسی نداریم میشه آدرس بزاری ؟ !
تازشم زوده من نمی خوام
اونم وقتایی که با هم س ... داریم قولم می زنه
اما من که قول حرفاشو نمی خورم
بابا من نی نی نوموخوام :(
الانم خوابه قهر کرده :(
میگه تو لجبازی
منم قهرم محلتم نمی زام آقا سام بدجنس
فک کنم یک سال بیشتره نیومدیم
ونوس نازم ما همیشه به یادتیم ولی خیلی سرمون شلوغ بود یه مدت ایران نبودیم
مرسی که همیشه به یادمون هستی
دوست داریم
سر فرصت از خودمون می نویسیم
شرمنده ![]()
آنجلا